خدایا ، ای خدای مهربان
عشق تو مسیر زندگی ام را مزین کرده ...
کمکم کن تا برای تو زندگی کنم و برای تو و در راه تو بمیرم
|
سرباز ولایت |
||||
|
محل درج آگهی و تبلیغات خدایا ، ای خدای مهربان عشق تو مسیر زندگی ام را مزین کرده ... کمکم کن تا برای تو زندگی کنم و برای تو و در راه تو بمیرم نوشته شده در تاریخ شنبه 5/6/90
توسط فرهاد اسماعیل اوغلی
نقدی بر ویژه نامه شهری و شورای شهرمشکین شهر (در هفته نامه حقیقت اطلاع رسانی 2 ) چهارشنبه 5 مرداد 1389
ضمن خسته نباشید به تمامی کارمندان وکارگران زحمت کش و خدوم شهرداری و انجام امورات شهری که در 33 بند در هفته نامه حقیقت ذکر شده است . قطار سازندگی در مشگین شهر به حرکت درآمده است/ قطارتوسعه /مسیر مدیریت واحد/ شهردار بی منت/ . عناوینی که اخیراً و در جلسه نخبگان شهرستان مشکین شهر درکمسیون فرهنگی شورای شهر بیان شده است و عنوان گردیده عملکرد شهردار در طول مدت کوتاه قابل تحسین بوده و آقای ...... علیرغم بدهی های سنگین توانسته است قطار سازندگی را در شهرداری مشگین شهر به حرکت در آورد و ... آیا به قطار سازندگی وتوسعه ی شهرداران قبلی سوار نشده اید ؟آیا از تونلهای تاریک وباریک رد نشده اید؟ یا هوا مه آلود بود ! که مقصد قابل رویت نبود؟!آخر خط ایستگاه کجاست ...؟ برای افرادی پرش بدون مانع و برای افراد دیگر با مانع ایجاد می شود.. تا خط پایان ، صفر کیلومتر دیگر باقیست ! در اینجا به نکات قابل توجه اشاره می شود که خوانندگان محترم حتماً بر آن صحه خواهند گذاشت . در طول این سال ها شهردارانی آمدند و رفتند هر کدام با کارنامه های متفاوت ، هرکدام با نمره های قبولی و تجدیدی ، حال اینکه این نمره ها تجدیدی ، نزدیک به قبولی بوده یا مردودی ، مردم نظر خواهند داد . همواره افکار عمومی مردم را ، در نظرسنجی ها و در خوب وبدها ملاک قضاوت قرار می دهیم ومردم مشگین شهر با تمام سلایق ابراز نظر نموده اند . تعداد اندکی ومشخصی هستند که با چاپ تقدیرها وتشکرها شهرداری را مورد الطاف خود قرار می دهند ، آن هم از خدمات محلی نه شهرستانی ، که این امر ، رایج ومتداول می باشد . آیا مشکلات شهر در مدیریت شهری از لحاظ عمرانی ، فقط با چمنکاری ، حذف درختان خشک شده، کانل کشی ، پازل چینی ، آسفالت کشی وایجاد فضای سبزوکاشت درختانی که یک بار مصرف می باشد وبا آب وهوای شهرستان هم خوانی نداد ، و رنگ آمیزی جداول خیابان ها است ؟ ویا حرس نمودن درختان خیابانها ، خرید ونصب آلاچیق با قیمت گزاف است ؟ ویا درمحلهای مشخص ، برای جلب نظر مسئولان !! ضمن اینکه موارد فوق همواره لازم و نیازشهری بوده و هست وادامه خواهد داشت . لذا آیا کارشناسان محترم در امور شهری ،از نگاه کلان زیر بنایی ،عمرانی وزیرساخت های توسعه شهری را فقط در جدول کشی و چمنکاری می دانند ؟ ویا به عنوان نمونه بحران ترافیک وباز کردن خیابانهای جدید و وصل به خیابان اصلی درسطح شهر،گسترش شهرنشینی و حاشیه نشینی ، درحوزهای مختلف جزو مدیریت شهری وقطار سازندگی محسوب نمی شود ؟ آیاکلان نگری درامورشهری فقط در طرحهای تفصیلی دیده می شود ؟ وآیا می توان با واکسینه نمودن و دادن مُسَکِن به مردم و با پازل چینی و چمن کاری و جدول کشی که همانا همیشه جزو الف بای شهرداری بوده ، می توان بیماری مزمن شهری را شفا داد ؟ با مدیریت واحد به معنای واقعی کلمه که بدور از باند بازی ، ملاحضه کاری وسیاست بازی رایج در امر مدیریتها محقق می شود؟! آیا اینگونه نیست؟ ... متاسفانه مسئولان عزیزدر اظهار نظرها و بیان مطالب شهرداران قبلی و فعلی را مورد خطاب قرار می دهند و بیشتراز شهردار قبلی و فعلی یاد می شود . خوشبختانه مردم فهیم شهر با این الفاظ آشنا هستند. شهرداران فعلی وآینده توجه کنند : (از دید آقایان ، افزایش حمایت از برنامه های شهرداری ، مسیر مدیریت واحد است ، حال اینکه از مسیر سیاست واحد است نه مدیریت واحد !!) و اگر در غیر این صورت بود تاوان حقوق شهروندان را چه کسی باید پرداخت کند؟ مگربجز مردم کسانی دیگر است؟ شورای محترم شهر نیز از الطاف مدیریت واحد بی بهره نیستند .آیاشهرداران قبلی درمسیرمدیریت واحد نبودند؟! تا از الطاف حمایت مسئولین برخوردار شوند؟ عزیزان، راه کارهای مدیریت واحد چگونه است؟معیارها و پاردوکس آن چیست ؟ تعریف از مدیریت واحد و افزایش حمایت از برنامه های مسئولین چیست؟ الزامات محقق شونده چیست ؟ چگونه محقق می شود؟ نگارنده ، این سوال را از اهل نظر ومردم فهیم دارد ، آیا می توان ادعا کرد که خدمات صورت گرفته در این 4 ماهه بیشتر از8 شهرداران قبلی بعد از انقلاب بوده است ؟آیا این جفا برحق شهرداران قبلی نمی باشد ؟آیا این فعالیتها طرحهاو برنامه های شهرداران قبلی هست یا نیست! که دست به دست توسط شهرداران اجرا میگردد ؟ هرآقایی که برمسند شهرداری تکیه می زند می گوید من دارم بدهیهای شهرداران قبلی را می پردازم ! خب لابد از حسابداران ضعیف استفاده می شود ! واین بدهی ها را برای هم دیگر به ارث وارمغان میگذارند . کارهای عمرانی باکارهای خدماتی اشنباه گرفته شده ، شهرداری بیشتر دنبال کارهای خدماتی است چون زود بازده وکم هزینه است وبیشتردر منظر مردم و مسولین نمایان می شود اما کارهای عمرانی وزیر بنایی زمانبر ، طولانی و پرهزینه است شاید عمر ریاست یک شهردار آن را نبیند ، اما بعضی از مسئولان دنبال رضایت آنی مردم می باشند. همه از این قطار سازندگی و توسعه ، سوار وپیاده می شوند! مبدا و مقصد کجاست؟ سوت قطار ازکدام سو به صدا در می آید ؟ لوکوموتیف ران چه کسانی هستند؟ آیا اینجا آخر خط است؟!!!! نوشته شده در تاریخ دوشنبه 31/5/90
توسط فرهاد اسماعیل اوغلی
مدیر ومسئول هفته نامه وزین حقیقت . امیدوارم که به گفته جناب عالی از نقد استقبال می کنید مطالبی در خصوص مطالب مندرج در هفته نامه حقیقت مورخه چهار شنبه 5 مردادماه 1390 شماره 106 به به مناسبت روز خبرنگاردر ساختمان پرواز و نردبان ترقی ( شورای شهر) در تجلیل از خبرنگاران و نویسندگان سخنانی فرمودید وپخش انبوه ورایگان هفته نامه حقیقت در مورخه 7/5/90 در نماز جمعه ودر معابر عمومی ، صفحه آرایی و انتخاب مطالب و عکس ها گویای معیار و سنجش ، در لوای کارهای عمرانی و سیاسی برای مردم فهیم شهرستان مشگین شهر دیگر تازگی ندارد ودر این شهرستان واهل مطبوهات مبسوط به سابقه است امیداوارم خداوند به فرموده جناب عالی اسیر زر و زور ظاهری و یا کرفتار تزویر و آفت خود بینی نکند انشالله . مدیر مسئول محترم هفته نامه حقیقت : در یک نگاه کوتاه بیان میکنم : ((جناب عالی فرمودید که در قداست قلم وبیان همین کافی است که خداوند متعال اولین آیات نازل شده به پیامبر را مربوط به قلم دانسته وحتی به قلم وبیان سوگندیاد کرده است .)) جناب آقای شهردار / مدیر ومسئول هفته نامه وزین حقیقت/ و بازرس خانه مطبوعات استان / بیانات شما درخصوص حرمت قلم وبیان از دیدگاه قران کاملا درست و بجاست حال سوال این است ؟ آیا جنابعالی این حرمت قلم وبیان را رعایت نمودید ؟حرمتی که خداوند بر قلم و بیان ارج نهاده است ، قلم وبیان شما در جریان فتنه 88 کجابود ؟ ودر کدام سنگر تشریف داشت ؟ قلم وبیان شمادر کدام جبهه قلم فرسایی می کرد ؟ در جبهه خودی ویا غیرخودی؟ شماکه اهل قلم و فضل وعلم هستید ؟! و از بینش سیاسی ، اقتصادی ، و فرهنگی دارا هستید ؟!آیا در 8 ماه فتنه گری فتنه گران قلم وبیان شما جوهر تمام کرده بود؟!آیا این قلم و بیان اهل مطبوعات ، و حمایت ضد انقلاب های خارج نشین ومنافقین داخلی خارجی در فتنه 88 را ندیدید ؟ آیا فریاد مقام معظم رهبری در مورد بصیرت را نشنیدید ؟ آیا خطابه وسخنرانیهای روشنگرایانه وارشادات معظم له را ندیده ونشنیدید؟ ای اهل قلم وبیان ، خداوند نزول آیه قلم را بر انسانها و قلمهایی نهاد که قلم در خط اسلام ، قران وعدالت باشد ، نه در اختیاربه قول جناب عالی زر و زور ظاهری و تزویر و آفت خود بینی ها ... ((جناب عالی عنوان فرمودید که با نقد دلسوزانه در مسیر کرامت وعزت نظام اسلامی گام برداریم .)) خوب بسم الله گام بردارید ، آیا واقعا این گام را در مسیر نظام وانقلاب برداشتید؟ خود و هفته نامه محلی حقیقت را نقد دلسوزانه کردید ؟آیا برائت از فتنه گران و سران آن را داشته اید یا نه ؟ امیدواریم در علم سیاست و حرکت سیاسی در خط نظام وانقلاب اسلامی در راس آن ولایت فقیه مفهوم وبرداشت مدبرانه داشته باشید . ((جنابعالی خبرنگاران را به 2 رسالت مهم دانستید شامل 1-هدایت و رشد افکار عمومی2- مبارزه با انحرافت سیاسی و اجتماعی )) .مطلب شما کاملا صحیح است امیدواریم که به آرشیو هفته نامه حقیقت در ایام انتخابات 88 مرور کنید آیا واقعا شما که مدیر ومسئول آن بودید به آن دو رسالت مهم عمل نمودیدیا با لعکس ؟ مردم به خوبی می دانند ودر آرشیو ذهن خود دارند به جز کسانی که اهل معامله وبدو بستان سیاسی هستند وبه نرخ روز معامله می کنند ! آیا اینطور نیست ؟ که هست. جناب عالی که به عنوان مسئول ستاد مطبوعاتی آن جریان بودید کاملا برداشت مفهومی از موضوع را دارید یا نه !! ((جناب عالی و ظیفه خبرنگاران را اطلاع رسانی بدون غرض ورزی و به عنوان یک فرد بی طرف و بدون تعصب به مردم و جامعه خدمت کند معرفی می نمائید)) جانا سخن از دل ما می گویی ، ولی رطب خورد ه کی منع رطب کند .
در حواث فتنه گون شناخت عرصه دشوار است ، شناخت اطراف فتنه دشوار است ، شناخت مهاجم و مدافع ، ظالم و مظلوم ، دشمن و دوست دشوار است . بزودی : غیبت غیرت !!! عدالت واژه ی گمنام در شهرستان ... چه کسی پاسخگوست ؟!
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 11/3/90
توسط فرهاد اسماعیل اوغلی
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 8/2/90
توسط فرهاد اسماعیل اوغلی
نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 25/1/90
توسط فرهاد اسماعیل اوغلی
شهردار دولت مشگین شهر ! طنز سیاسی آنچه شما دانشجویان باید از مسوولین نظام مطالبه کنید عدالت و رفع فساد است . مقام معظم رهبری
کوچلر سو سپیشم یار کلنده توز اولماسین . بعد از ماهها پچ و پچ کردن ، درگوشی حرف زدن و نوارهای ضبط شده درون حزبی که پاک آبرومون را برد . یک روز پلاکارد می زنند ، دعوتنامه صادر می شود ، و بعد ببخشید لغو شد برای فردا مانده ! فردایی برای فردایی دیگر ! عاقبت آقای شهردار به آرزوهای خود رسید و بر مسند شهرداری تکیه زد ! ولی می ترسیدم که این شال سبز لعنتی دور گردنم و آن ستاد خانه مطبوعاتیِ آقای میری در استان اردبیل و پلاکارت خوش آمدگویی را در مقابل شهربازی ! ببخشید شهرداری نسب کرداند ، کار به دست من بده که بگم خدا چکارش کنه ،که زمان انتخابات خوب ما را دست انداخت . کار ما را نگاه کن که پیری و معرکه گیری ! آه ! از بیخ گوشم رد شد . حکم ملوکانه به دست فرماندار اصولگرا به شهردارجدید تقدیم گردید ! آخه قرار بود این حکم ملوکانه به دست آقایانی از استان تقدیم شود ، شاید خجالت می کشیدند ، الله اعلم ! خب ، حال که به قول آقای معاون آغوش اصولگرایی خیلی باز است !کاش این دست رحمت را به سر ، ما نیز می کشید . حال فهمیدم که معنای سیا ست یعنی چه ! یعنی معامله بر سر تقسیم غنائم است ، اصول و اعتقادات پیشکش !!! . حا ل یادم افتاد . پس این آقایان اصولگرای سینه چاک دو رگه در شهر کجا بودند ؟ نکند که پشت پرده مشغول تقسیم و حساب و کتاب انتخاباتی بودند؟ ای ناقلا، حال فهمیدم که دست آقایان هم بر سر غنائم سیاسی در یک کاسه کوسه ای است ! ای وَل نمی دانم پای کدامین آدمی زادی به وراوی باز شده است یا از خیاو گذشته است ؟ نه بابا امروز مشگین شهر است ، سنگی روی سنگ بند نمی شود ! خدا بیامرزد آن شخصی را که گفت از آنجا فرار کن که نه شهر می توان گفت و نه روستا ! اگر مرده است خدا رحمت کند اگر زنده است خدا سلامتش کند عجب حرفی زده بنده خدا ! خوشا به حال سید که فهمید و رفت . نه بابا جون ، فهمید و رَدِش کردند؟ یه عرض تبریک به مقامات عالیه در بلاد کبیره و صغیره استان خودمون ، واسه این انتخاب که واقعاً شق القمر کردند ! بجای دروازه حریف به دروازه خودی گل زدن باید هورا کشید ! واقعاً گل کا شتید و یه عرض تبریک برای آقایان اصولگرای شهرستان که واقعاً زحمت کشیدند ! دستتان درد نکند ! متحمل فشار زیادی شدید ! معامله خوبی بود ! خسته نبا شید ... واقعاً ای ول ، ای ول یادم رفته بود به آقای جعفر زاده ( حقیقت چی) نیز تبریک بگویم تبریک واسه اینکه فهمیدید جنبش سبز و آقای میری دنبال عمو سام بودند ولی یادم رفت بگم که ای ناقلا سخنرانی آتشینی که در مسجد... می کردی و زمین و زمان را به هم می بافتی ، ای داد و بی داد ! ای آسمان و ای زمین ! قیام کنید این آقای احمدی نژاد کشور را به منجلاب کشیده ، اقتصاد کشور از بین رفته ، به کارمندان ظلم شده است، با سیا ستهای غلط کشور نابود می شود ، فرشته نجات این سرزمین میر حسین است . یادت هست در روستای انقلابی آلنی مردم اجازه سخنرانی به تو ندادند و در استقبال از آقای میری در فرودگاه همراه دوستان مطبوعاتچی و مجلسیتان کبکتان خروس می خوند ، ای ناقلا ...حالا مرغ آمین صدای تورا شنید و عقاب سرنوشت بر شانه تو نشست و به ملوکانه راه یافتی ! حالا بگو ای ول ای ول . . . حال به جمع اصولگرای شهرستان خوش آمدید اینجا همه آقایان از دولتی گرفته تا مجلسی ، همه اصولیند ! آقای شهردار ، نترس شورا با تو کاری ندارد خیلی نعل و نفرین شنیدند ! به قول معروف آذری ها (( ایلان وران ، آلا چاتی دان قورخار)) فقط بله قربان یادت نره ! تو یک امتیازی داری که از دوستان جنبشی شورا هستی! آقایان اصولخور شهرستان نیز با توهستند! غنایم را بچسب ، فتیله پیچشان کن توکه اهل فن وفنون هستی ! خب تکلیف آقایان شوریها با پسوند اسلامی و مجلسیان و فرمانبرها ببخشید زبانم پیچید فرماندارها ، از اول هم روشن بود که بدنبال نخود سیاه نبودند !! بلکه زیر آبی دنبال اهداف خاموش خود می رفتند ولی نمی دانم که کدامین ناقلایی کپسول هوا را از دهانشان باز کرد که برای زد و بند انتخاباتی به همدیگر چک خالی بِکِشَند و قول و قراری بگذارند خوب حالا بگو که مردم نمی فهمند ! در گوشی خودمونی می گویم : مردم ما فهم بالایی دارند و خوب می فهمند و می شناسند که چی به چیه ! و در آینده در صندوق های رأی شورا و مجلس ، فهم و شعور مردم را خواهید دید . و این را هم آقایان بدانند که نهایتاً عقوبت الهی و آه مردم یقه کسانی که نیت غیر الهی و غیر ولایی دارند را خواهد گرفت و این یقیناً شدنی است و همه آنها باید در مقابل خون پاک و مطهر شهدا پاسخگو باشند . مگر رئیس جمهور محترم نگفته است هرکجا بی عدالتی دیدید چنان فریاد بزنید که به گوش من ِ احمدی نژاد برسد . آقای شورایی گفته که: ای بابا کو تا انتخابات ، عکس مونو گرفتیم ، حالمونو کردیم ، حالا می رویم ، هرچه بادا باد در ضمن ای اخوی اصولخور شهری یادت نره ما هم هستیم آغوشی باز کن توابین در راه اند ! با نام چینش سبز! لطفاً میزی، صندلی ، چیزی رابرای ما نگهدارید!! ای ایها الناس ماهم می خواهیم شهرمان آباد شود نه با شهربازی !!! حالا با هم بگیم ای بچه های شهربازی: عمو زنجیر باف ؟ بله زنجیر منو بافتی ؟ بله پشت کوه انداختی ؟ بله بابا اومده ! چی چی آورده ؟ بله قربون گو با صدای چی ؟ شورا بله به منطقه تجارت آزاد خوش آمدید .ای ول نوشته شده در تاریخ سه شنبه 23/1/90
توسط فرهاد اسماعیل اوغلی
|
|
|||
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | ||||